دکتر مهدی علیاکبرزاده: تحول آموزشوپرورش از تربیت معلمان خلاق و فاصله گرفتن از آموزش کنکورمحور آغاز میشود
مهدی علیاکبرزاده با انتقاد از آموزش کنکورمحور، بر تربیت معلمان خلاق، کشف استعدادهای دانشآموزان و تقویت بازی و فوقبرنامهها تأکید کرد.

دکتر مهدی علیاکبرزاده، از فعالان و ایدهپردازان حوزههای فرهنگی، هنری و آموزشی، با تأکید بر ضرورت بازنگری در نظام تعلیم و تربیت، تربیت معلمان توانمند و خلاق را یکی از ارکان اصلی تحول در آموزشوپرورش دانست و گفت: اگر آموزشوپرورشی پویا، توانمند و کارآمد میخواهیم و قرار است دانشآموزانی خلاق و مبتکر تربیت کنیم، بیش از هر چیز به معلمانی حاذق، ماهر، توانمند و خلاق نیاز داریم.
دکتر مهدی علیاکبرزاده در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری بلند آوا با اشاره به اهمیت پرورش استعدادهای کودکان و نوجوانان، نقش معلم را در شکلگیری خلاقیت دانشآموزان تعیینکننده دانست و تأکید کرد که خلاقیت نباید به یک درس یا حوزه خاص محدود شود، بلکه باید در تمام فرآیندهای آموزشی و تربیتی مورد توجه قرار گیرد.
وی با بیان اینکه پرورش خلاقیت بیش از آنکه یک موضوع درسی باشد، به رفتار و عملکرد معلم وابسته است، اظهار کرد: معلم خلاق با رفتار، حرکات، گفتار، شیوه بیان و حتی نحوه حضور خود، خلاقیت را به دانشآموزان منتقل میکند. پرورش خلاقیت چیزی نیست که صرفاً روی تخته نوشته شود و آموزش داده شود؛ اینکه از دانشآموز بخواهیم خلاقیت را تعریف کند، روش درستی برای آموزش آن نیست.
این فعال حوزه تعلیم و تربیت افزود: آموزشوپرورش نباید تلاش کند خلاقیت را فقط در درس هنر آموزش دهد. اگرچه هنر بر پایه خلاقیت استوار است، این پرسش مطرح میشود که چرا همین نگاه در درسهایی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی، فارسی و دینی دنبال نمیشود؟ معلمان همه این درسها باید بتوانند زمینه پرورش دانشآموزانی خلاق را فراهم کنند.

دکتر علیاکبرزاده با اشاره به تجربه تدریس در دانشگاه فرهنگیان گفت: بارها در کلاسهای درس پرورش خلاقیت به دانشجویان تأکید کردهام که اگر میخواهند دانشآموزانی خلاق داشته باشند، باید خودشان به معلمانی خلاق تبدیل شوند. اگر آموزشوپرورش بر تربیت معلمان توانمند متمرکز شود، بسیاری از مسائل آموزشی و تربیتی میتواند از طریق همین معلمان در کلاسهای درس حلوفصل شود.
مدیرعامل پیشین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان درباره نقش مسابقات و کارگاههای فرهنگی و هنری در شناسایی استعدادهای کودکان و نوجوانان اظهار کرد: برگزاری مسابقات و کارگاهها فرصتی در اختیار کودکان و نوجوانان قرار میدهد تا تواناییهای خود را ارزیابی کنند. تا زمانی که کودک و نوجوان در فضای مرتبط با استعدادها و علاقهمندیهایش قرار نگیرد، ممکن است خودش نیز از تواناییهایش آگاه نشود.
وی افزود: این فعالیتها علاوه بر آشنا کردن کودکان با استعدادهای خود، مربیان و بزرگترها را نیز نسبت به این تواناییها آگاه میکند و به آنها فرصت میدهد برای شکوفایی استعدادها برنامهریزی کنند.
دکتر علیاکبرزاده با تأکید بر اینکه هدف از برگزاری مسابقات نباید صرفاً کسب رتبههای اول تا سوم باشد، گفت: مهمتر از رتبهبندی، ایجاد فضایی برای شکوفایی استعدادهاست. کارگاهها نیز نباید تنها به انتقال مطالب و برگزاری آزمون محدود شوند؛ زیرا در این صورت، فعالیت آموزشی به تکلیف تبدیل میشود و ذهن دانشآموز از همان ابتدا درگیر نمره خواهد شد.
این فعال فرهنگی و آموزشی، کارگاه را نوعی فضای آموزشی غیررسمی دانست و خاطرنشان کرد: وقتی کارگاه چنین فضایی داشته باشد، دانشآموز احساس آرامش میکند و میتواند خود را با شرایط تطبیق دهد. در این محیط، فضایی جذاب، خلاقانه و عاطفی شکل میگیرد که به کودکان و نوجوانان کمک میکند استعدادهای خود را بهتر بشناسند.
دکتر علیاکبرزاده با انتقاد از غلبه محفوظات و آزمون بر فرآیند آموزش گفت: وقتی آموزش بهگونهای چارچوببندی میشود که دانشآموز فقط به حفظ مطالب، نمره گرفتن و ارتقای عددی فکر کند، طبیعتاً با یک چالش جدی مواجه میشویم. چشموهمچشمی میان خانوادهها و انتظاراتی که از آموزشوپرورش وجود دارد نیز در شکلگیری این وضعیت مؤثر است.
وی ادامه داد: وقتی تمام فرصت کلاس صرف آموزش معلومات و محفوظات میشود، دیگر فرصتی برای توجه به چارچوبهای ذهنی دانشآموزان و پرورش خلاقیت باقی نمیماند. گاهی آنقدر دانشآموز را تحت فشار قرار میدهیم که مباحث درسی در زمان تعیینشده به پایان برسند که امکان فعالیت خلاقانه از او گرفته میشود.
این مدیر فرهنگی با تأکید بر ضرورت پیوند میان آموزش دروس و پرورش خلاقیت اظهار کرد: باید در کنار مباحث درسی، فرصتهایی برای خلاقیت وجود داشته باشد یا حتی مطالب درسی با خلاقیت درهمتنیده شوند؛ بهویژه در زمینه حل مسئله.
وی با اشاره به فشار ناشی از کنکور بر دانشآموزان گفت: ما مجموعهای از مهارتهای زندگی داریم که باید به دانشآموزان آموزش دهیم، اما در عمل، درسهایی که به دلیل اهمیتشان در مسیر کنکور مورد توجه قرار میگیرند، بخش زیادی از زمان و انرژی دانشآموزان را به خود اختصاص میدهند.
دکتر علیاکبرزاده افزود: درسهایی مانند ریاضی، فیزیک و شیمی آنچنان مهم تلقی میشوند و با سرنوشت کودکان گره میخورند که دانشآموزان در این مسیر تحت فشار قرار میگیرند و دچار اضطراب، پریشانی و افسردگی میشوند. پیامدهای این فشار حتی پس از دوران نوجوانی نیز میتواند خود را نشان دهد.
وی با بیان اینکه استرس به بخش جداییناپذیر زندگی بسیاری از دانشآموزان تبدیل شده است، بر ضرورت بازنگری در شیوههای آموزشی تأکید کرد و گفت: امروز کمتر دانشآموزی را میبینیم که اضطراب و استرس نداشته باشد. به نظر من، باید در عرصه آموزش بازنگری کنیم.
این فعال حوزه تعلیم و تربیت همچنین به تکرار محتوای آموزشی در مدرسه و دانشگاه اشاره کرد و گفت: گاهی آنقدر در دوران مدرسه مطالب مختلف به دانشآموزان آموزش داده میشود که در برخی رشتهها، بخش قابل توجهی از همان مطالب در دانشگاه دوباره تکرار میشود؛ شاید با گستردگی بیشتر، اما با همان مباحث اصلی.
دکتر علیاکبرزاده با اشاره به اهمیت بازی در دوران کودکی و نوجوانی اظهار کرد: بچههای ما در دوران دانشآموزی فرصت کافی برای بچگی کردن ندارند. بازی کودکان و بازی نوجوانانه آنگونه که باید در زندگی آنها معنا پیدا نکرده و برای آن برنامهریزی مناسبی صورت نگرفته است.
وی افزود: یک نظام آموزشی باید برای دانشآموزان خود بازی طراحی کند؛ چه بازیهای حرکتی و فیزیکی و چه بازیهای رایانهای و مجازی که در دنیای امروز اجتنابناپذیر شدهاند.
این مدیر فرهنگی، کمتوجهی به فعالیتهای فوقبرنامه را از آسیبهای مهم نظام آموزشی دانست و گفت: یکی از آسیبهایی که به کودکان وارد میشود و پیامدهای آن ممکن است سالها بعد آشکار شود، کمبود توجه آموزشوپرورش به فوقبرنامههاست. من به فوقبرنامه آنقدر اهمیت میدهم که حتی گاهی آن را مهمتر از برنامه رسمی میدانم؛ زیرا فعالیتهای فوقبرنامه میتوانند خود برنامه درسی را نیز تحت تأثیر قرار دهند.

این فعال حوزه آموزش درباره فاصله میان سیاستگذاری و اجرا در آموزشوپرورش اظهار کرد: اسناد مختلفی در زمینه آموزشوپرورش تدوین شدهاند که میتوانند مبنای برنامهریزی قرار گیرند، اما آنچه اهمیت دارد، اجرای آنهاست.
وی ادامه داد: ما اسناد دقیق و چارچوبداری داریم، اما در مرحله عمل گاهی نمیتوانیم آنها را آنگونه که باید اجرا کنیم. ممکن است برنامههای متعددی را روی کاغذ تدوین و بهصورت مجموعهای منسجم ارائه کرده باشیم، اما هنگام اجرا با کمبود امکانات و ظرفیتهای لازم مواجه شویم.
دکتر علیاکبرزاده با اشاره به نقش نیروی انسانی و امکانات اجرایی در تحقق برنامهها گفت: ممکن است برای تدوین یک سند انرژی زیادی صرف کرده باشیم، اما در اجرا با مشکل مواجه شویم؛ یا نیروی انسانی توانمند برای اجرای آن در اختیار نداشته باشیم یا ابزار و امکانات لازم فراهم نباشد. در چنین شرایطی، با وجود برنامهریزیهای انجامشده، ناچار میشویم در حد بضاعت خود عمل کنیم و به نتایج مورد انتظار نرسیم.
وی تأکید کرد که تحقق اهداف آموزشی تنها با تدوین اسناد و تعیین چارچوبهای نظری امکانپذیر نیست و باید ظرفیتهای اجرایی لازم نیز برای عملیاتی شدن برنامهها فراهم شود.
دکتر علیاکبرزاده با انتقاد از گسترش رویکرد کنکورمحور در نظام آموزشی گفت: اگر آموزشوپرورش را در شرایط فعلی کنکورمحور بدانیم، به این معناست که دانشآموزی تربیت میکنیم که در سالهای پایانی تحصیل، بخش زیادی از زندگی خود را صرف حل تست و یادگیری شگردهای آزمون میکند.
وی افزود: مؤسساتی وارد مدارس ابتدایی شدهاند و از همان سالها تستزنی را به دانشآموزان آموزش میدهند. این پرسش مطرح است که آیا قرار است در سالهای آینده نیز کنکور به همین شکل ادامه داشته باشد؟ ورود این مؤسسات به مدارس ابتدایی و برنامهریزی برای آمادگی کنکور از سالهای نخست تحصیل، از نظر من نشان میدهد که فعالیتهای مرتبط با کنکور همچنان در حال گسترش است.
این فعال فرهنگی و آموزشی تصریح کرد: خواسته یا ناخواسته، در مسیر تربیت دانشآموزانی کنکورمحور حرکت میکنیم و سایر فعالیتهای آموزشی و تربیتی نیز گاهی به تقویت این روند کمک میکنند. ممکن است انگیزههای ما در ابتدا ارزشمند باشد، اما در عمل در مسیری قرار بگیریم که خودمان نیز آن را مطلوب نمیدانیم.
دکتر علیاکبرزاده با اشاره به نقش مدیریت در برنامهریزیهای آموزشی و فرهنگی، تغییرات غیرحرفهای مدیریتی رایکی از چالشهای این حوزه دانست و اظهار کرد: مدیر، اجراکننده برنامههای عمیق و پایدار یک مجموعه است؛ اما این موضوع در حوزه فرهنگی اهمیت بیشتری دارد، بهویژه زمانی که با آموزش و تربیت سروکار داریم.
وی افزود: اساس یک کشور بر آموزش و تربیت استوار است و برنامهریزیهای آموزشی و تربیتی، بهویژه در زمینه خلاقیت، اهمیت فراوانی دارند. اگر مدیریت خلاقیت کودکان و نوجوانان در آموزشوپرورش مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است انسانهایی با شاکلههای یکسان تربیت کنیم.
این مدیر فرهنگی با انتقاد از واگذاری برخی جایگاههای مدیریتی به افراد فاقد تخصص، تجربه یا تحصیلات متناسب گفت: وقتی چنین اتفاقی در حوزه فرهنگی رخ میدهد، پیامدهای آن میتواند بسیار جدی باشد؛ زیرا آموزش و تربیت، شاکله فرهنگی و شخصیتی کودکان را شکل میدهد و این شاکله بعدها در بخشهای مختلف کشور و حتی در عرصه جهانی تأثیرگذار خواهد بود.
وی با اشاره به فاصله میان تأکیدهای نظری و عملکرد عملی در حوزه فرهنگ اظهار کرد: شاید بسیاری از افراد بتوانند ساعتها درباره اهمیت فرهنگ و تعلیم و تربیت صحبت کنند، اما در عمل، این حساسیت همیشه به همان اندازه دیده نمیشود. به همین دلیل، تغییرات مدیریتی در حوزه فرهنگی باید با مطالعه، دقت و حساسیت فراوان همراه باشد.
دکتر علیاکبرزاده درباره ضرورت ثبات سیاستهای فرهنگی گفت: در یک فضای تولیدی ممکن است بتوان عملکرد یک مدیر را پس از چند ماه ارزیابی کرد و در صورت ناکارآمدی، او را تغییر داد؛ زیرا بازده چنین فعالیتهایی معمولاً کوتاهمدت است. اما در حوزه فرهنگ، بازده بلندمدت است.
وی ادامه داد: گاهی پیامدهای مخرب عملکرد یک مدیر فرهنگی را ۱۵، ۲۰، ۴۰ یا حتی ۵۰ سال بعد متوجه میشویم؛ زمانی که آن مدیر دیگر در جایگاه خود حضور ندارد، اما آثار تصمیمهایش باقی مانده است. در مقابل، نتایج مثبت مدیریت فرهنگی نیز در دراز مدت خود را آشکار می کند. هرچند برخی آثار در رفتار و شیوه برخورد مدیر زودتر دیده میشوند، ارزیابی تولیدات و دستاوردهای فرهنگی به زمان بیشتری نیاز دارد.
مدیر پیشین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، تربیت معلم را از ارکان اصلی تحول در آموزشوپرورش دانست و بر ضرورت بازنگری در برنامههای آموزشی دانشگاههای تربیت معلم تأکید کرد.
وی اظهار کرد: دانشگاه فرهنگیان و دانشگاههایی که در زمینه تربیت معلم فعالیت میکنند، فرصتها و توانمندیهایی دارند، اما این میزان را کافی نمیدانم. حتی در برنامههای این دانشگاهها نیز باید تجدیدنظر شود.

علیاکبرزاده افزود: اگر تربیت معلم را رکن اصلی تغییر میدانیم، باید برنامههای آموزشی این حوزه را بازنگری و بهروز کنیم، آنها را با دانش روز و اصول تعلیم و تربیت هماهنگ سازیم و با نیازهای دانشآموزان تطبیق دهیم. تربیت معلمانی توانمند و ماهر از همه جهات اهمیت دارد و نمیتوان انتظار داشت بدون توجه به این موضوع، تحول اساسی در نظام آموزشی اتفاق بیفتد.
وی با تأکید بر ضرورت اولویتبندی مسائل آموزشی و تربیتی خاطرنشان کرد: گاهی درگیر مسائل و موضوعاتی میشویم که ما را از مباحث اصلی دور میکنند و بعدها خودمان متوجه میشویم که چرا وقت و انرژی خود را صرف آنها کردهایم. باید مراقب باشیم که مسائل فرعی ما را از اصل ماجرا دور نکنند.
دکتر علیاکبرزاده که تحصیلات و فعالیتهای حرفهای خود را در حوزههای هنر و تعلیم و تربیت دنبال کرده است، درباره مسیر فعالیت خود گفت: تحصیلات و تجربیات من در دو زمینه هنر و تعلیم و تربیت بوده و همین موضوع باعث شده بتوانم این دو حوزه را در کنار یکدیگر ببینم و در این عرصه فعالیت کنم.
وی با اشاره به بیش از چهار دهه فعالیت در حوزههای تربیتی و هنری افزود: تجربه را مکمل تحصیلات و دانش تخصصی خود میدانم. قرار گرفتن تحصیلات، تجربه و علاقه در کنار یکدیگر زمینه تأثیرگذاری بیشتر را فراهم میکند و باعث شده است بخواهم تجربیات خود را در کنار مباحث علمی در اختیار دیگران قرار دهم.
این فعال فرهنگی و آموزشی، تجربه را حلقه اتصال میان دانش و عمل دانست و اظهار کرد: هر تحصیلی که انسان داشته باشد، اگر در کنار آن تجربه وجود نداشته باشد، مبانی تحصیلی در عمل ارائه نمیشوند. تجربه یعنی به اجرا درآوردن تحصیلات؛ اجرایی که ممکن است موفق یا ناموفق باشد، اما در هر صورت به انسان امکان میدهد از تجربههای خود درسهای تازهای بگیرد و علم و دانش را به عمل تبدیل کند.
دکتر مهدی علیاکبرزاده، مشاور پیشین وزیر آموزشوپرورش در دوره وزارت سیدمحمد بطحایی، مدیرکل فرهنگی و هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزشوپرورش و مدیرعامل پیشین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوده است. فعالیت در حوزه انتشار کتابهای آموزشی، تربیتی و هنری نیز از جمله سوابق حرفهای او به شمار میرود.







