جشن مهرگان؛ جشنی باستانی از دل ایران کهن
مهرگان یکی از جشنهای کهن ایرانی است که با ایزد مهر، مفاهیمی چون پیمانداری و مهرورزی و روایتهای اسطورهای ایران پیوند دارد؛ جشنی که در کنار نوروز، جایگاهی مهم در فرهنگ و تقویم ایرانیان داشته است.

مهرگان از جشنهای باستانی ایران است که ریشههای آن به سنتهای دینی، تقویمی و فرهنگی ایران پیش از اسلام بازمیگردد. این جشن که با نام «جشن مهر» نیز شناخته میشود، با ایزد مهر یا میترا ارتباط دارد و در فرهنگ ایرانی با مفاهیمی همچون دوستی، وفاداری، پیمانداری و شادی جمعی پیوند خورده است. مهرگان در کنار نوروز، از مناسبتهای مهم تقویم سنتی ایران به شمار میرفت؛ نوروز با آغاز بهار و مهرگان با فصل پاییز ارتباط داشت.
نام مهرگان از واژه «مهر» و پسوند «ـگان» تشکیل شده است. مهر در سنتهای ایرانی با ایزد میترا، از ایزدان مهم ایران باستان، ارتباط دارد. میترا با مفاهیمی چون پیمان، وفاداری و نظارت بر تعهدات شناخته میشد و همین پیوند سبب شده است که مهرگان در فرهنگ ایرانی، افزون بر شادی و گردهمایی، یادآور اهمیت پایبندی به عهد و دوستی باشد.
شواهد تاریخی نشان میدهند که مهرگان در دورههای مختلف تاریخ ایران شناخته شده بود و بهتدریج در کنار جایگاه آیینی، اهمیت اجتماعی و درباری نیز پیدا کرد. در منابع تاریخی و ادبی، از برگزاری این جشن در دورههای گوناگون، از جمله دوران ساسانی و پس از ورود اسلام به ایران، یاد شده است. بااینحال، جزئیات مربوط به شکلگیری نخستین مهرگان و ارتباط دقیق آن با برخی آیینهای دوره هخامنشی همچنان موضوع پژوهش است.
بر اساس تقویم سنتی زرتشتی، مهرگان در روز مهر از ماه مهر، یعنی شانزدهمین روز این ماه، برگزار میشد. در این تقویم، هر روز ماه نامی ویژه داشت و همنام شدن نام روز و ماه، مناسبتی برای برگزاری جشن به شمار میرفت. در برخی تقویمهای رایج امروزی، دهم مهر بهعنوان تاریخ مهرگان ذکر میشود. این تفاوت به شیوههای مختلف محاسبه تقویم و سنتهای برگزاری جشن مربوط است؛ بنابراین، تعیین تاریخ آن به تقویم مورد استفاده بستگی دارد.
یکی از روایتهای شناختهشده مرتبط با مهرگان، داستان پیروزی فریدون بر ضحاک است که در شاهنامه فردوسی نیز بازتاب یافته است. بر اساس این روایت اسطورهای، ضحاک فرمانروایی ستمگر بود که سرانجام فریدون با همراهی کاوه آهنگر و یاری مردم در برابر او قیام کرد. پیروزی فریدون و آغاز دورهای تازه از فرمانروایی، در سنتهای روایی بعدی با مهرگان پیوند داده شده است.

به همین دلیل، مهرگان در فرهنگ ایرانی گاه نمادی از غلبه داد بر بیداد و رهایی از ستم دانسته میشود. بااینحال، این روایت را باید در چارچوب اسطورهها و سنتهای ادبی ایران بررسی کرد؛ زیرا شواهد موجود، خاستگاه اولیه جشن را بهطور قطعی به این داستان محدود نمیکنند.
گزارشهای تاریخی از برگزاری ضیافت، مهمانی، موسیقی، شادی و هدیه دادن در جشن مهرگان حکایت دارند. ابوریحان بیرونی در کتاب «آثارالباقیه» به مهرگان و دیگر جشنهای ایرانی پرداخته و اطلاعات ارزشمندی درباره تقویم و آیینهای ایرانیان ارائه کرده است. برخی منابع نیز از بخشش هدایا و پوشاک در مناسبت مهرگان، بهویژه در دربار، یاد میکنند.
در روزگار معاصر، در برخی گردهماییهای فرهنگی و آیینی، مهرگان با سفرهآرایی، استفاده از میوههای پاییزی، گل، آینه و دیگر عناصر نمادین گرامی داشته میشود. البته شکل برگزاری این جشن در میان گروههای مختلف یکسان نیست و نمیتوان همه رسوم امروزی را بدون شواهد تاریخی به دوران باستان نسبت داد.

نوروز و مهرگان از مهمترین جشنهای سنتی ایران به شمار میروند و هر دو با چرخه طبیعت و تغییر فصلها ارتباط دارند. نوروز نماد آغاز بهار و شروع سال نو است و مهرگان با ماه مهر و فصل پاییز پیوند دارد. این دو جشن در طول تاریخ، علاوه بر جنبههای تقویمی، کارکردهای اجتماعی و فرهنگی نیز داشتهاند و فرصتی برای گردهمایی، شادی و تقویت پیوندهای انسانی فراهم میکردهاند.
مهرگان پس از ورود اسلام به ایران نیز از حافظه فرهنگی ایرانیان حذف نشد. این جشن در دورههای مختلف اسلامی نیز شناخته شده بود و برخی فرمانروایان و درباریان آن را برگزار میکردند. حضور مهرگان در آثار شاعران و نویسندگان، از تداوم جایگاه آن در فرهنگ ایرانی حکایت دارد.
امروزه مهرگان در میان بخشی از زرتشتیان و علاقهمندان به میراث فرهنگی ایران با برگزاری آیینها، گردهماییها و برنامههای فرهنگی گرامی داشته میشود. این جشن همچنین فرصتی برای آشنایی نسلهای جدید با تاریخ، تقویم سنتی و اسطورههای ایرانی فراهم میکند.

مهرگان را میتوان بخشی از میراث فرهنگی ایران دانست که در گذر قرنها، صورتهای گوناگونی به خود گرفته است. پیوند آن با ایزد مهر، آیینهای فصلی، روایتهای اسطورهای و سنتهای اجتماعی، نشان میدهد که جشنهای ایرانی تنها مناسبتهایی در تقویم نبودهاند، بلکه در شکلگیری حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه نیز نقش داشتهاند.







