نمایش «فقط خدا»؛ روایت امید و مواجهه انسان با حقیقت از نگاه آرمان مهرابی

نمایش «فقط خدا» تازهترین اثر نمایشی آرمان مهرابی، کارگردان و نویسنده تئاتر، با روایتی درونی و تأملبرانگیز، به مواجهه انسان با حقیقتی میپردازد که همواره از نگاه کردن به آن گریخته است. این نمایش داستان شخصیتی را روایت میکند که در میانه رینگ، با چیزی روبهرو میشود که هرگز قبل از آن، جرأت نگاه کردن به آن را نداشت؛ جایی که هر ضربه، پردهای را کنار میزند و حقیقتی پنهان را آشکار میکند؛ حقیقتی آرام، مانند نوری که همهچیز را میبیند و جریان زمان را لمس میکند و در مسیر شخصیت اصلی ظاهر میشود.
مهرابی درباره آغاز مسیر خود گفت: «من ابتدا در سینما فعالیت کردم و کارگردانی سینما تخصص من است. اولین مواجههام با فیلم «داستان وست ساید» برایم معجزهآسا بود و از همان زمان شیفته سینما شدم. با مطالعه و حضور در پشت صحنه، علم سینما را آموختم و اولین کارم را با دستیاری تصویر آغاز کردم. این تجربه پشت صحنه مکمل بسیار خوبی است، زیرا هیچ بخشی به تنهایی نمیتواند اثری را شکل دهد؛ همه بخشها با هم کل اثر را میسازند.»
او بر اهمیت هماهنگی محتوا و فرم در آثار نمایشی تأکید کرد: «محتوا برایم اهمیت زیادی دارد، اما محتوا و فرم باید هماهنگ باشند. برخی فیلمها یا نمایشها محتوا قوی دارند اما فرم ضعیف، یا برعکس. کارگردانهای موفق کسانی هستند که فرم و محتوا در آثارشان با هم آمیخته باشند و هیچکدام جلوتر از دیگری نباشد.»
آرمان مهرابی درباره حضور نسل جوان در عرصه هنر بیان کرد: «نسل جوان، ورود تازهای به عرصه فیلم و تئاتر دارد و حضور آنها ضروری است. اکنون کمبود بازیگر، فیلمنامهنویس و کارگردان جوان وجود دارد، اما با حمایتها و تغییرات، حضور آنها به تدریج تقویت میشود و آینده روشن است.»
او همچنین به گسترده شدن دیدگاه مخاطب در فضای دیجیتال اشاره کرد: «با توجه به دسترسی مخاطب به رسانههای دیجیتال، دیدگاه او گستردهتر شده است. ما باید محصولاتی ارائه دهیم که با دنیای مدرن هماهنگ باشد و ارزشهای انسانی خودمان را منتقل کنیم تا مخاطب را حفظ کنیم و اثرمان تأثیرگذار باشد.»
مهرابی در ادامه درباره تعامل مستقیم با مخاطب توضیح داد: «ما کاری که همیشه انجام میدهیم این است که بعد از هر اجرا از مخاطبمان فیدبک میگیریم. یعنی وقتی نمایش تمام میشود، کاملاً با مخاطب صحبت میکنیم؛ هم نظرش را جلوی دوربین میگیریم و هم از او میخواهیم برای ما نظر بنویسد. به همین دلیل وقتی نظرهای مختلف—چه از مخاطب عام و چه از مخاطب خاص—به ما داده میشود، هرکدام چون از زاویهای متفاوت به کار نگاه میکنند، برای ما اهمیت دارد. ما این نظرها را میگیریم و اعمال میکنیم و طبیعتاً کار از قبل بهتر میشود.»
در خصوص همکاری با تیم جوان، مهرابی گفت: «اکثر پروژهها با همکارانی انجام میشود که سبک و ژانر مورد علاقهشان با من همسو است. نسل جوان با ورود به ژانرهای مختلف مثل رئال، سورئال و اکسپرس به تدریج مهارت پیدا میکنند و قوی میشوند. این روند، آیندهای امیدوارکننده برای سینما و تئاتر ایران رقم میزند.»
همچنین او افزود: «نمایش «فقط خدا» درباره امید است. دغدغه امروز من و جامعه، جایگزینی امید به جای ترس است. صاحبان اثر نباید پشت مردم حرکت کنند؛ بلکه باید جلوتر از آنها پیش روند و نگرشی نو ارائه دهند. امید، نیرویی است که انسانها را به ادامه زندگی توانمند میکند.»
مهرابی درمورد منبع الهامش گفت: «بزرگترین معلم و ایدهپرداز من طبیعت است؛ نه فقط گل و گیاه، بلکه هر چیزی که انسان جزئی از آن است. وقتی به این شکل نگاه میکنم، تمام سوالات پاسخ داده میشوند و آثارم عصارهای از زیبایی و امید میشوند.»
او در پایان، با اشاره به اینکه با تغییرات جاری در سینما و تئاتر ایران، زمان مناسبی برای ارائه آثار متنوع و تجربه ژانرهای مختلف فراهم شده است، افزود که با ایجاد فضای گستردهتر برای اجرای تئاتر در شهرستانها، این امکان به وجود آمده تا هنرمندان با طیف وسیعتری از مخاطبان روبهرو شوند. به گفته او، این روند تازه زمینه رشد و توسعه تئاتر را فراهم کرده و موجب تأثیرگذاری بیشتر آثار میشود و در عین حال به پیشرفت تئاتر در شهرهای دیگر نیز کمک میکند؛ چه از نظر امکانات و سالنهای نمایشی و چه از نظر جذب مخاطبان جدید و اثرگذار.
در نهایت، نمایش «فقط خدا» با استقبال قابل توجه مخاطبان و بازخوردهای مثبت مردمی همراه بوده و توانسته ارتباط مؤثری با تماشاگران برقرار کند. این اثر با رویکردی دغدغهمند و انسانی، نمونهای موفق از تئاتر معاصر است که جایگاه خود را در میان مخاطبان تثبیت کرده است.








