ماکان

  • فرهنگ و هنر

    صلح، از نگاه دکتر محمد نجاری

    مدرسه شجره طیبه میناب؛ جنگ هنوز تمام نشده است مجید قیصری داستانی دارد به نام «صلح». داستانِ سربازی است که پس از پایان جنگ، هر روز خودش را به شط می‌رساند و ساعت‌ها شنا می‌کند تا به‌قول خودش، برای جنگ آماده باشد. دوستانش به او می‌گویند: «جنگ تمام شده است.» پسر می‌خندید و پاسخ می‌داد: «تا سینه‌ات بسوزد، همیشه جنگ است.» آن‌قدر در آب مانده بود که پوستش سیاهِ سیاه شده بود؛ مثل ماهی‌ دودی. اما خودش دندان‌هایش را نشان می‌داد و می‌گفت: «من کوسه‌ام» و لابد آماده‌ی جنگ! تا اینکه روزی جسدی پیدا شد. سرباز جوان، انگار که تمام…

دکمه بازگشت به بالا