از جنگ عراق تا جنگ ایران: چرا اشتباه ترامپ از اشتباه بوش بزرگتر است؟

بسیاری جنگ ایران را با جنگ عراق مقایسه میکنند. اما این دو جنگ چه شباهتها و تفاوتهایی دارند؟
(ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف، صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است)
به گزارش زومان به نقل از پالیتیکو، از روزهای ابتدایی جنگ و حتی پیش از آن، وقتی حمله آمریکا به ایران هنوز یک احتمال بود که به وقوع نپیوسته بود، بسیاری از تحلیلگران هشدار میدادند که آمریکا نباید تجربه جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ را دوباره تکرار کند؛ جنگی که سایه آن هنوز هم بر سر سیاست خارجی این کشور سنگینی میکند و بسیاری تصمیم جورج دبلیو بوش برای حمله به عراق را بزرگترین اشتباه راهبردی آمریکا میدانند.
حالا ایوو دالدر، سفیر پیشین ایالات متحده در ناتو و پژوهشگر ارشد در مرکز بلفر دانشگاه هاروارد، در نشریه پالیتیکو، شباهتها و تفاوتهای حمله آمریکا به عراق و ایران را بررسی کرده است. دالدر میگوید تصمیم دونالد ترامپ، برای پیوستن به اسرائیل در جنگ علیه ایران، اشتباه راهبردی بسیار بزرگتری است – و پیامدهای راهبردی آن نیز بسیار گستردهتر خواهد بود.
دلایل این موضوع زیاد است؛ از تأثیر فوری جنگ بر منطقه و اقتصاد جهانی گرفته تا پیامدهای بلندمدت برای روسیه و چین و همچنین اثرات آن بر ائتلافهای آمریکا و جایگاه جهانی این کشور.
شباهتهای جنگ آمریکا و عراق با جنگ آمریکا و ایران
بنابر ادعای پالیتیکو، همانند جنگ عراق، جنگ آمریکا علیه ایران نیز با این فرض آغاز شد که حکومت مستقر به سرعت تغییر خواهد کرد و یک حکومت جدید جای آن را خواهد گرفت.
در نتیجه، رژیم صدام حسین به سرعت سقوط کرد – هرچند بوش به شدت میزان کار لازم برای بازسازی یک عراق باثبات، چه برسد به دموکراتیک، را دستکم گرفته بود.
اما حکومت ایران، همانطور که مقامهای اطلاعاتی آمریکا نیز شهادت دادهاند، با وجود آنکه اسرائیل بسیاری از رهبران سیاسی و امنیتی کلیدی ایران را مورد حملات هدفمند خود قرار داده، همچنان پابرجاست.
اشتباه محاسباتی بوش و ترامپ
اگر کل منطقه را در نظر بگیریم، اشتباه محاسباتی بوش در نهایت به شرایطیمنجر شد که نفوذ ایران در عراق و سراسر خاورمیانه را تقویت کرد.
در مقابل، با اشتباه محاسباتی ترامپ، اکنون ایران تمام تمرکزش بر وارد کردن بیشترین خسارت ممکن به آمریکا و متحدانش است. پهپادها و موشکهای ایرانی تاکنون اسرائیل و کشورهای خلیج فارس را هدف قرار دادهاند، تأسیسات انرژی را مورد حمله قرار دادهاند و عملاً تنگه هرمز بسته است؛ تنگهای که یکپنجم صادرات جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند.
کمتر از یک ماه پس از آغاز جنگ، جهان اکنون شاهد بزرگترین اختلال در عرضه نفت و گاز در تاریخ است.
و با گسترش درگیریها به زیرساختهای تولید نفت و گاز، پیامدهای اقتصادی جهانی آن ماهها، اگر نه سالها، در تمام کشورهای جهان احساس خواهد شد – حتی اگر جنگ به زودی پایان یابد. خسارتی که تاکنون به اقتصاد جهانی وارد شده، از کل پیامدهای اقتصادی جنگ عراق بیشتر است.
پیامدهای ژئوپولیتیکی دو جنگ
موضوع به همینجا ختم نمیشود. از نظر ژئوپلیتیکی نیز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پیامدهایی بسیار گستردهتر از جنگ عراق خواهد داشت.
برای مثال، دولت بوش زمان و تلاش زیادی صرف کرد تا متحدان را برای مشارکت و حمایت از جنگ با خود همراه کند. البته کاملاً موفق نشد، زیرا برخی متحدان مهم مانند آلمان و فرانسه همچنان با جنگ مخالف بودند. اما دستکم تلاش خود را کرد.
در مقابل، ترامپ حتی تلاش هم نکرد متحدان اصلی آمریکا را با خود همراه کند. نه تنها این کار را نکرد، بلکه حتی آنها را از تصمیم خود مطلع هم نکرد. با این حال، وقتی ایران طبق انتظار با بستن تنگه هرمز واکنش نشان داد، رئیسجمهور آمریکا از متحدان خواست ناوهای خود را برای اسکورت نفتکشها اعزام کنند – در حالی که نیروی دریایی آمریکا خود تا کنون از انجام چنین کاری خودداری کرده است.
از سوی دیگر، در حالی که درست است جنگ عراق بسیاری از متحدان آمریکا – حتی آنهایی که در جنگ شرکت کردند مانند بریتانیا – را عمیقاً زخمی کرد، جنگ با ایران متحدان آمریکا را متقاعد کرده است که دیگر نمیتوانند به آمریکا تکیه کنند و اینکه واشنگتن اکنون تهدیدی واقعی برای امنیت اقتصادی آنها محسوب میشود. این موضوع نیز پیامدهایی خواهد داشت که بسیار فراتر از اثرات جنگ عراق خواهد بود.
دو اشتباه در دو جهان متفاوت
در نهایت، باید به یاد داشت که وقتی بوش تصمیم گرفت به عراق حمله کند، روسیه و چین هنوز قدرتهای جهانی درجه دوم بودند. ولادیمیر پوتین تازه تلاش خود را برای تثبیت اقتصاد و بازسازی قدرت نظامی روسیه آغاز کرده بود و چین نیز تازه به سازمان تجارت جهانی پیوسته بود و هنوز بیش از یک دهه با تبدیل شدن به یک ابرقدرت اقتصادی فاصله داشت. به عبارت دیگر، اشتباه آمریکا در عراق در زمانی رخ داد که پیامدهای راهبردی آن برای توازن قدرت جهانی هنوز قابل مدیریت بود.
در همین زمان، چین نیز نظارهگر است که آمریکا نیروهای نظامی خود را از منطقه هند ‑ آرام به خاورمیانه منتقل کند؛ جایی که احتمالاً برای ماهها یا حتی سالها باقی خواهند ماند. این نیروها شامل یک گروه ضربتی ناو هواپیمابر، یک سامانه دفاع موشکی تاد از کره جنوبی، و یک نیروی اعزامی تفنگداران دریایی از ژاپن هستند. البته اختلال در عرضه نفت و گاز در کوتاهمدت برای چین نیز مشکل ایجاد میکند، اما گذار سریع چین به انرژیهای تجدیدپذیر و نزدیکی آن با روسیهِ غنی از منابع انرژی باعث میشود این کشور در موقعیت مناسبی برای مواجهه با آینده قرار گیرد.
دو ماجراجویی نظامی؛ آمریکایی که بر جا خواهد ماند
بوش و ترامپ هر دو با این هدف به قدرت رسیدند که از جنگهای اشتباه رؤسای جمهور پیش از خود اجتناب کنند.
آمریکا آن زمان هنوز آنقدر قدرتمند بود – و دشمنانش هنوز آنقدر ضعیف بودند – که بتواند بخش زیادی از خسارتهای جنگ عراق را جبران کند، اما جنگی که امروز در ایران در جریان است، آمریکایی را بر جای خواهد گذاشت که بخش بزرگی از قدرت، اعتبار و نفوذ جهانی خود را از دست داده و ناچار خواهد بود به تنهایی با رقبای رو به رشد خود روبهرو شود.
منبع: zoomon.ir







