سینما در تلاطم محدودیتها و ویرانی؛ از شکوفایی جوانان مهاباد تا روایت امید در دل جنگ»
سینمای شهرستانها در سالهای اخیر با وجود محدودیتهای فراوان، مسیر رشد و شکوفایی را طی کرده است. فیلمسازان جوان و خلاقی که با وجود کمبود بودجه و امکانات، با اشتیاق و انگیزه بالا به تولید آثار باکیفیت ادامه میدهند.

گلاله رحمانی
آگری سلطانی مدرس و فیلمساز مهابادی در گفت و گو خبرنگار پایگاه خبری بلندآوا:فیلمسازی در مهاباد ظرفیت بالایی دارد و جوانان خلاق با وجود محدودیت بودجه و امکانات، آثاری قابلتوجه تولید میکنند. هر سال فیلمسازان توانمندی از شهرستانها معرفی میشوند و همین انگیزه بالا، سینمای شهرستانها را زنده نگه داشته است. با این حال، فیلمسازان با کمبود ارتباطات حرفهای، نبود آموزشها و کارگاههای تخصصی و محدودیت بودجه برای کارهای جدی روبهرو هستند؛ اگرچه جوانان مهاباد به دلیل وقت بیشتر برای مطالعه و تمرین، پتانسیل رشد بالایی دارند. مقایسه وضعیت امروز با ده یا پانزده سال پیش، پیشرفت چشمگیر فیلمسازی در این شهر را نشان میدهد و اگر آموزشهای تخصصی با حضور اساتید سینمای ایران (حتی بهصورت برخط) و حمایتهای مالی و معنوی فراهم شود، این روند با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت. در سینمای کوتاه فاصله شهرستان با مرکز زیاد نیست و خلاقیت فیلمسازان شهرستانی این شکاف را جبران کرده است، بهطوری که هر سال شاهد حضور پررنگ آثارشان در جشنوارههای مهمی نظیر جشنواره فیلم کوتاه تهران هستیم؛ اما در سینمای بلند، اختلاف بسیار زیاد است.
در بخش دیگر، جنگ با تمام ویرانیاش برای فیلمسازی با نگاه درست، بستری برای مبارزه با خشونت و روایت داستانهای عمیق انسانی است. هنرمند معمولاً از دل سختترین اتفاقات، نگاه انسانیتری پیدا میکند و جنگ که هارمونی آرامش را از بین میبرد، ذهن او را درگیر میکند تا با روایت هنری هم زشتی جنگ را نشان دهد و هم ارزش صلح و انسانیت را یادآوری کند. در طول تاریخ، جنگها زبان و فرم هنر را تغییر دادهاند و جریانهایی چون نئورئالیسم ایتالیا، موج نوی فرانسه و سینمای پس از جنگ ژاپن تحت تأثیر تجربه جنگ شکل گرفتهاند؛ آثاری مانند «ارتش سایهها»، «دزد دوچرخه»، «بیا و بنگر»، «پیانیست» و «اینک آخرالزمان» نشان میدهند که جنگ چگونه نگاه هنرمندانه را دگرگون میکند. وظیفه هنرمند در زمان جنگ، مبارزه با ستم با ابزار قلم و هنر است.
درباره اینکه آیا هنر باید فقط روایت کند یا امید بسازد، رویکرد هنرمند تعیینکننده است؛ بسیاری از فیلمها نگاه امیدبخشی ندارند اما ضدجنگ و انسانیاند، با این حال هنرمندی که امید را واقعی و بدون شعارزدگی به تصویر بکشد، کار مهمتری انجام میدهد. سینما به دلیل ماهیت چندوجهی خود، قدرتمندترین مدیوم برای ثبت زخمهای جنگ است. امید از دل جنگ با روایت انسان و لحظههای کوچک زندگی خلق میشود؛ نه با نادیده گرفتن رنج، بلکه با نشان دادن انسانهایی که در دل ویرانی هنوز برای عشق و آینده تلاش میکنند؛ امید زمانی اثرگذار است که واقعی و باورپذیر باشد، نه شعاری.







